متکی

وزير امور خارجه سابق كشورمان در گفت‌وگو با فارس؛
متكي: به اظهارات هاشمي رفسنجاني در فرصت مناسب پاسخ خواهم داد

خبرگزاري فارس: منوچهر متكي در واكنش به اظهارات هاشمي كه به انتقاد از سياست خارجي دولت نهم و دهم پرداخته بود، گفت كه در فرصت مناسبي به اين اظهارات پاسخ خواهد داد.


منوچهر متكي وزير امور خارجه سابق كشورمان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در خصوص تكليف كميته 7+8 و نهايي شدن آن، اظهار داشت: اين كميته هنوز نهايي نشده تا بتوان درباره آن اظهار نظر كرد.

منوچهر متكي، عضو هيئت مؤسس كانون اسلامي فارغ التحصيلان دانشگاه‌هاي شبه‌قاره هند جزو 4 نماينده معرفي شده از جبهه پيروان خط امام(ره) و رهبري براي عضويت در كميته 8 نفره وحدت اصولگرايان است.

كانون اسلامي فارغ التحصيلان دانشگاه‌هاي شبه‌قاره هند جز 15 تشكل عضو جبهه پيروان خط امام(ره) و رهبري است.

وزير سابق امور خارجه كشورمان درباره اظهارات آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه به انتقاد از سياست خارجي دولت نهم و دهم پرداخته بود گفت كه در فرصت مناسبي درباره آن صحبت خواهد كرد.

هاشمي رفسنجاني در گفت‌وگو با سايت "ديپلماسي ايراني " درباره سياست خارجي فعلي جمهوري اسلامي ايران در دولت نهم و دهم با بيان اينكه "رويه فعلي مطلوب نيست "، گفته بود كه مسئولان فعلي در زبان و گفتار، جلوتر از دولت‌هاي قبلي پيش رفته‌اند.

وي ادامه داده بود: آقايان در اظهارات خود مي‌گويند مي‌خواهيم با همه دنيا رابطه داشته باشيم و همكاري كنيم، در صحبت، با حرف‌هاي دولت‌هاي گذشته فرقي ندارد ولي عمل كردن به اين خواست آن‌گونه نيست كه الآن آقايان رفتار مي‌كنند، بالاخره بي‌جهت نيست كه روابط ما با كشورهاي همسايه در اين مقطع اين‌گونه تيره شده است.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين درباره مذاكره با آمريكا اظهار داشته بود: "من فكر مي‌كنم الآن كاملاً مي‌توان در شرايط مساوي و با رعايت احترام متقابل با آمريكا مذاكره كرد ".

میلادمهدی (ع) مبارک

گروه گل یاس 

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار

بر عموم مسلمین جهان مبارک باد

 

گروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاس

گروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاس

سلام بر مهدى(ع)، خورشید جان ها و امید انسان ها.

مهدى(ع)، یادگار پیامبران، خلاصه ابراهیم، عصاره محمد و احیا کننده سنت هاست.

نیمه شعبان، مطلع خورشید فروزان مهدى(ع) در ظلمت تاریخ است.

پیروان قائم آل محمد(ع) همچون او اهل قیام و انقلابند.

مهدى(عج)، کعبه مقصود و قبله موعود امت هاست.

غیبت کبرا، دوره آزمایش منتظران راستین حضرت مهدى(ع) است.

وقتى نیمه شعبان مى رسد،

گلواژه هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»

«حکومت جهانى»، «قسط و عدل»، «دیدار» و «مهدى» مى شکفد.

نیمـــــــــــه شعبـــــــــــان

عید منتظران وراثت زمین براى مستضعفان و شکست سلطه هاى جبّاران است.

نیمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شیعیان و امید بخشیدن به محرومان است.

 

گروه گل یاس

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس

چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا

خجسته باد میلاد مولود نجات

 گروه گل یاس

امشب ز کرَم حق گُهرى داد به نرجس

وز برج ولایت قمرى داد به نرجس

خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس

برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس . . .

 گروه گل یاس

برخیز که حجت خدا می آید / رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر / بوی گل نرگس از فضا می آید

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

http://taranehonline.blogfa.com/

مدعیان دروغین مهدویت

استفاده ابزاري از مهدويت؛ از فاطميان تا بهائيت
نگاهي به مدعيان دروغين مهدويت در تاريخ سياسى اسلام
خبرگزاري فارس: آموزه مهدويت، به عنوان فصل مشترك تمامي فرق اسلامي است و اعتقاد به اين آموزه، اميد و پويايي را در جامعه مي‌دمد، اما همواره از اين آموزه ديني سوء استفاده‌ ‌شده است.

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس، بر پايه برخى تحقيقات، مفهوم «مهدى» از ابتداى اسلام مطرح بوده است، اما گويا اين عنوان در آغاز جنبه منجى‌بودن نداشته و فقط عنوانى افتخارآميز، به معناى «هدايت‌گر الهى» بوده است.
پس از مرگ معاويه، براى نخستين بار اين واژه را براى فرمانروايى كه انتظارش را مى‌كشند و مى‌آيد تا اسلام را به كمال اصلى خود برگرداند و دوباره احيا كند به كار بردند. «عبدالله‌بن زبير» كسى بود كه خلافت را به چنين وصفى مدعى شد. در كوفه نيز مختار بن ابى عبيده ثقفى، محمد‌بن حنفيه را «مهدى» اعلام كرد.
بارى، از آن جا كه بدون وجود زمينه فرهنگى و دينىِ گسترده، هرگز امكان به كارگيرى عناوين و مفاهيم خاصى همچون «مهدى» و «قائم» در اجتماع پيروان اديان نظام مندى چون اسلام وجود ندارد، آنچه ياد شد شاهدى بر همين زمينه دينى رسوخ يافته تواند بود. اما اين انديشه نهادينه شده بعدها بروز و ظهور مهمترى پيدا كرد و سبب پيدايش حركت‌هاى مؤثرى شد.
موعودباورى اسلامى يا «مهدويت» نقش مؤثرى در ايجاد جريانات دينى ـ سياسى در تاريخ اسلام ايفا كرده است. از اين ميان پنج يا شش نهضتِ متكى به انديشه «مهدويت» كه به توفيقاتى در صحنه سياسى و اجتماعى دست يافته‌اند را مى‌توان برشمرد. اين چند جريان توانستند با اتكا به رسوخ و گستردگى اعتقاد به آمدن «مهدى»، به عنوان درهم كوبنده بساط ظالمان و رياكارانِ حاكم، توده ها را همراه خود كرده و به مقاصد سياسى خود دست يابند. پيدايى و رشد اين جريانات، صرف نظر ميزان راستى يا كژى آنها از راست باورى اسلامى، حكايت‌گر اصالت و ريشه دارى انديشه مهدويت در ذهنيت مسلمانان است:
1. فاطميان: فاطميان از گروه شيعيان اسماعيلى بودند كه معتقد به امامت «اسماعيل‌بن جعفر» به عنوان امام هفتم، و غيبت فرزند وى محمد‌بن اسماعيل به عنوان نخستين امام «مستور» و «قائم» شدند.
2. موحدون: اين جريان به رهبرى ابن تومَرت(درگذشته در 524قمري) در مغرب پديد آمد. آن‌ها تا 652 هجري در مغرب و اسپانيا حكومت كردند. ابن تومرت ادعا كرد كه وى همان «مهدى موعود» است كه آمده تا اسلام حقيقى را زنده كند و مردم را از محنتِ به بار آمده از حكومت مرابطون برهاند. او براى توجيه اين ادعا، اعلام كرد كه از قبيله قريش و خاندان هاشمى و از طريق امام حسن عليه السلام از نسل فاطمه عليها السلام است. پس از مرگ وى پسرش عبدالمؤمن كار او را به پايان برد و حكومتى مبتنى بر «مهدويت» برپا كرد كه تا يك قرن دوام آورد. در اين نهضت تمايلات سنّى حاكم بود.
آنچه در تحليل اين گونه جريان‌ها معمولا مورد غفلت واقع مى‌شود، وجود زمينه‌هاى جدى و ريشه‌هاى عميق فكرى و دينى براى مفاهيم به كار گرفته شده در آنهاست. ابن تومرت با به كارگيرى انديشه «مهدويت» و عنوانِ «مهدى» در بستر فكرى جامعه‌اى غيرشيعى توفيقات چشمگيرى به دست آورد، كه بعدها پايه‌گذار حكومتى گسترده شد. او به همين وسيله جامعه وسيعى از متدينان را با خود همراه كرد و هوادارىِ عميق ايشان را به دست آورد.
سؤالى كه در اين موارد بايد به آن سخت انديشيد اين است كه آيا امكان آن هست كه بدون وجود زمينه دينى و فرهنگى وسيع در ميان عامه متدينان و بدون مقبوليتِ عام انديشه مهدويت به عنوان يك آموزه اسلامى، داعيه‌دار چنين عنوانى شد، و مردم را از صميم دل همراه و موافق خود ساخت؟ از اين جا ضعف اين نظريه كه مى‌گويد ابن تومَرت مفهوم «مهدى» و «مهدويت» را از انديشه‌هاى شيعى وام گرفت و در نهضت خود با موفقيت به كار بست آشكار مى‌شود. چگونه مى‌توان ميان جامعه اهل تسنن مغرب و شمال آفريقا با يك عقيده شيعى صرف كه محتوايش ظهور مصلحى دينى بنا به وعده پيامبر است، به توفيقى چنين گسترده دست يافت. بدون شك اين نحو جريان‌هاى مبتنى بر «مهدويت» در جوامع سنّى در طول تاريخ، حكايت‌گر رسوخ جدّى اين انديشه و اصالت اسلامىِ آن است.
3. مهدويت سودان: پس از روزگار موحدون تا به اين زمان شايد بيشترين بهره‌گيرى سياسىِ توفيق‌آميز از انديشه مهدويت را در سودان قرن نوزدهم شاهديم. در آن زمان در سودان، كه بخشى از امپراطورى عثمانى بود، مردى به نام محمد احمد عليه حكمرانان آن ديار اعلام جهاد كرد. وى برخلاف رهبران سه نهضتِ پيش گفته، مهدويتِ خويش را با صبغه‌اى «آخرت شناختى» تبيين نمود، نه آن كه خود را صرفاً يك «مجدّد» بنامد. محمد احمد يك صوفى سنّى بود كه مدعى شد در مكاشفه‌اى، پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و يكى از شيوخ معروف را ديده كه با او سخن گفته‌اند. وى با متحد ساختن مخالفان حكومت، عليه تركان عثمانى، مصريان و دولت انگليس، ارتشى به راه انداخت و در سال 1164 هجري تا 1268‌ هجري بيشتر سودان امروزى را تصرف كرد. او پيش از مرگش، در 1268‌هجري تلاش كرد امت اوليه اسلام را احيا كند؛ به اين منظور، تشكيلات صوفى را منحل كرد، قانون اسلامى را سختگيرانه به اجرا درآورد و حكم به عقيده‌مندى به مهدويت خويش نمود. جانشين او، عبداللّهى، تا 1281 هجري حكومت كرد تا آن كه حكومتش به دست انگليسى‌ها منهدم شد. اكنون هواداران مهدويت سودانى به صورت يك حزب مخالف عمل مى‌كنند.
4. بابيه و بهائيت: در سال 1213 هجري شخصى به نام على محمد در ايران مدعى شد كه «بابِ» امام غايب شيعيان است. در پى اين دعوى، او همچنين مدعى نبوت و مظهريتِ نفس پروردگار گشت گرديد. او به جاى فقه اسلامى قوانينى با معافيت ها و نرمش بيشتر وضع و آيين جديدى مستقل از اسلام ساخته و پرداخته كرد كه هنوز پيروانى دارد.
5. احمديه (قاديانيه): اين جريان توسط شخصى به نام غلام احمد در 1263 هجري در منطقه قاديان پنجاب هند به راه افتاد. وى همچنين ادعا كرد كه مظهر رجعت عيسى مسيح است. او «مهدى» را مظهر مسيح عليه السلام و محمد صلى الله عليه وآلهوسلم و جلوه‌اى از كرشنه هندوها دانسته است.
اين همه خيزش و حركت‌هاى متكى به انديشه مهدويت در جهان اسلام، فارغ از حقانيت يا بطلان آنها، مى‌تواند ريشه دارى و فراگيرى اين انديشه را در ميان مسلمانان بيشتر برملا سازد. گام ديگر اين بررسى، يعنى بازشناسى نگاه و رأى مذاهب مختلف اسلامى درباره آموزه «مهدويت» و مفاهيم و اعتقادات مرتبط با آن، مى‌تواند، علاوه بر آشكار ساختن ميزان عموميت و اصالت آموزه مهدويت در اسلام، زمينه ساز شناخت گونه‌هاى مختلف اين انديشه در ميان مذاهب اسلامى نيز باشد.

http://www.farsnews.com

زمین هزارمتری اهدائی رئیس جمهوری

سایت 19 دی نوشت : سخنان احمدی‌نژاد در مورد واگذاری زمین به مردم جهت ایجاد ویلا‌های هزار متری بازتاب مختلفی در محافل سیاسی و اجتماعی و كوچه و بازار داشت.
برخی كارشناسان آن را وعده تو خالی، عده‌ای سوژه تبلیغاتی و بعضی مخالف دغدغه‌های مقام معظم رهبری توصیف كردند و خود احمدی‌نژاد در تازه‌‌ترین سخنانش آن را مهندسی شده دانست.





اقدام روز چهارشنبه جهاد كشاورزی قم در تخریب حصار 30 قطعه باغ هزار متری كه شاید در آینده به باغ ویلا تبدیل می‌شد فاز جدیدی را در اذهان منطقه خلجستان قم كه در اولین سفر رئیس جمهور به عنوان مناطق ویژه گردشگری نیز تعیین شد، پدید آورد.
یكی از باغداران این مجموعه به خبرنگار 19 دی گفت: روز چهارشنبه مأموران جهاد كشاورزی با لودر داخل باغی كه دارای درب و چهاردیواری است شده و بدون آن كه قبلا اخطاری داده باشند اقدام به تخریب فعالیت‌های انجام شده در این باغ كردند.


وی تصریح كرد: این باغ بخشی از باغ نوح آباد می‌باشد كه سال‌ها به صورت متروكه رها شده و مالك آن با آگهی در روزنامه‌ها به 30 قطعه هزار متری آن را تقسیم و به مردم فروخته است، در این سال‌ها مردم این باغ را كه می‌رفت كلاً اثری از آن نباشد و با توجه به مجاورت آن با شهر دستجرد در آینده به منطقه مسكونی و یا اداری تبدیل شود احیا كرده و در حقیقت از نو باغ جدیدی را احداث كردند. تعداد درختان تازه این باغ 20 برابر درختان گذشته آن است. وی تصریح كرد: با توجه به مالكیت مشایی باغ صاحبان این باع تصمیم گرفتند با توجه به این كه كل باغ محصور شده است در داخل با دیواره‌‌های 70 سانتی و فنس محدوده مالكیتی خود را مشخص كنند. در كل 30 قطعه موجود در این باغ دو قطعه اتاقكی در داخل آن احداث كرده و 2 واحد نیز سرویس دستشویی در آن تأسیس كرده بودند و الباقی تنها حصار نیم بندی دور ملك خویش كشیده بودند كه با اعتراض جهاد كشاورزی روبه‌روشده و مأموران جهاد با عنوان این كه این كار غیر قانونی است و این حصار‌ها را تخریب كردند.

باغدار دیگری كه می‌گفت سه روز در هفته را صرف رسیدگی به باغ می‌كند گفت: نمی‌دانم فلسفه جهاد كشاورزی چیست، ترویج باغ‌داری، گسترش فضای سبز یا نابودی آن، ما سال‌ها در قم چشم به هم مالیدیم كه شاید جهاد كشاورزی زیر ساخت منطقه‌ای را آماده كند و به كسانی كه علاقه به باغداری دارند زمین واگذار كند، ولی خبری نشد. با 6 میلیون تومان یك قطعه هزار متری از این باغ را خریدم، سال بعد دیدم كم است، هزار متر دیگر به آن اضافه كردم. ولی مشكل آب دهی و عدم وجود حصار و تفكیك، باعث اختلافاتی بین دارندگان باغچه در این محل شده بود. دور تا دور باغ خودم را با 60 سانتی متر سنگ چین و سیم حصار كشیدم كه مأموران آن را خراب كردند. از طرفی برای صرفه‌جویی در مصرف آب، محوطه باغ را برای آب دهی قطره‌ای لوله‌كشی كرده بودم كه به دلیل ورود لودر به محوطه باغ كلی آسیب به آن وارد شده است.





یكی دیگر از باغداران گفت: متأسفانه برخی مدیران با بیان این كه مقام معظم رهبری با ایجاد باغ شهر مخالف هستند اقدامات خود را كه ثمری جز نارضایتی مردم و نابودی این منطقه ندارد، توجیه می‌كنند، در حالی كه اگر مقام معظم رهبری بدانند تعداد درختان میوه این باغ چندین برابر شده است به باغداران این باغ جایزه هم می‌دهد.ایشان نگرانند كه باغ ما تبدیل به فضا‌های شهری شوند. در حالی كه ماها از فضا‌های شهری ناراحت هستیم و برای یك شاخه سبز هزار رنج را تحمل می‌كنیم و یك ساعت زیر درخت نشستن را به یك هفته زندگی در شهر ترجیح می‌دهیم. ما قدر درخت و باغ را بیشتر می‌دانیم؟ متأسفانه جهاد كشاورزی هم مثل دیگر وزارتخانه‌ها شده است كه كاری به ماهیت كار ندارند فقط همه چیز باید طبق بخشنامه‌هایشان باشد؟


محسنی باغدار دیگر خطاب به خبرنگار ما گفت: آقای احمدی‌نژاد گفته است كه زمین هزار متری رایگان برای احداث باغ به مردم می‌خواهد بدهد، ما خواهش می‌كنیم زیر دستان ایشان، همین هزار‌متر خودمان را روی درختانمان خراب نكنند نمی‌خواهیم رایگان بدهند.
وی تصریح كرد: از استاندار قم هم می‌خواهیم دستور دهند تابلو و ورودی شهر دستجرد كه نوشته شده است. به شهر گردشگری دستجرد خوش آمدید را بر دارد گردشگر را با چوب و چماق دنبال نمی‌كنند.

http://shahrekhabar.com/

فرقه ضاله؟!

ترشخند فخانیوزی \ جعبه سیاه رئیس فرقه(!)ضاله(!)منحرفه(!)گشوده شد!

چاپ فرستادن به ایمیل

فخانیوز: در راستای حفظ دستاوردهای پروژه فقیر پروری که نمونه آرمانی و اسطوره ای آن در طول دهه 70 نمایان گردید، کمیته ای از "ما" تشکیل و به مندرجات پرونده فرد مشکوک و زعیم فرقه منحرف رسیدگی و فهرستی از اتهامات وی، به شرح زیر مندرج گردید. لازم به توضیح است که واژه "ما" اطلاق داشته و شامل گروه های همچون "پایین"، "خوشنام"، "کاردرست"، "مرتبط"، "وصل" و" کانال دار" می باشد.

1- انحراف فکری

نامبرده در حوزه های مختلف متافیزیکی خود را صاحب نظر دانسته و به ایراد سخن می پردازد. با بررسی های شبانه روزی همکاران ما، می توان سخنان وی را در سه دسته زیر تقسیم نمود. لازم به توضیح است که یافته های زیر در برگیرنده تمام سخنان وی در طول 8 سال گذشته است ، و حتی صحبت های درگوشی و پشت گوشی را نیز شامل می شود.

الف) صحبت هایی که ما باید بزنیم:

نامبرده در بسیاری از حوزه های پرمخاطب وارد شده است و حرف های بعضاً زیبایی بیان نموده است که این صحبت ها مورد استقبال مخاطب قرار گرفته است، ولکن کلاً این مباحث در حوزه تخصصی ما بوده و اگر قرار باشد گفته شود، بایستی از ناحیه ما باشد. فلذا وی به طور آشکار در کفش "ما" پا کرده است که این کار در حکم بغی و حتی بقی می باشد.

ب) صحبت هایی که ما صلاح نمی دانیم بزند:

وی با هدف جذب توده های مختلف به برخی از موضوعات وارد شده است و توانسته است توده های مختلف را جذب نماید که این کار مغایر با اصل "قلت عددنا" است و خود نوعی انحراف و تخطی می باشد. و ما به عنوان مستقیم ترین جریان عالم با این کار مقابله علمی خواهیم کرد. همچنین وی اظهارات عجیبی در خصوص تاریخ و فرهنگ ایرانی داشته است که این امر به سبب تقویت روحیه ملی و احساس هویت ملی به ویژه در ایرانیان مقیم خارج، از وحدت نیروهای خودی حول موضوعات مورد نظر"ما" جلوگیری می نماید. حتی وی بر واژه "ایران" صراحتاً تأکید داشته است در حالیکه این واژه برای نسوان کاربرد داشته و اصرار برآن، آنهم از جانب یک نامحرم خود گوشه ای دیگر از انحراف فکری وی است. و علی رغم تذکر مکرر مبنی بر استفاده از واژه نریمان در مواقع اضطرار به جای ایران وی وقعی به این موضوع ننهاده است.

همچنین وی به جای ترویج فضایی که در عرصه بین الملل کمترین تلاش و زحمتی بر عهده ایران قرار گیرد و کشورمان مقدرانه در گوشه نظاره گر اتفاقات جهانی باشد؛ وی سعی در القاء تفکر التقاطی مدیریت مشترک جهانی داشته است.

ج) صحبت هایی که ما نفهمیدیم:

دسته قابل توجهی از صحبتهای وی را نیز ما اصلاً نفهمیدیم فلذا این نیز خود برگ دیگری بر تشویش اذهان عمومی و ورود به حریم خصوصی اشخاص است.

2- کاندیدای بالقوه ریاست جمهوری

از آنجائیکه دولت احمدی نژاد روی کار آمدن و موفقیت هایش را  مرهون زحمات طاقت فرسای ماست، به ویژه آنکه در مقاطع حساس تاریخی حمایتهای"ما" توانست راهگشای دولت باشد(نمونه آشکار این حمایت ها در روی کارآمدن نیروهای هماهنگ وزارت خانه های مختلف از جمله وزارت نفت در دولت نهم، حمایت در برگزاری سفرهای استانی، حمایت از اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها و تسریع مراحل قانونی آن، همچنین حمایت از مدیران و وزراء دولت از جمله وزیر راه و ...) از این رو با راهنمایی ها، ارشادات و حمایتهای ما انتظاری جز موفقیت از عملکرد دولت نمی رفت. ولکن این موفقیت ها سبب گردیده است که توده های مختلف مردم برای احمدی نژاد و هرآنکه مورد تایید وی باشند، ارج و قرب ویژه ای قایل باشند. البته از مردمی که برای مرگ موش هم در صف می ایستند توقعی جز این نیست، و نکته حادتر آنکه در مناطقی که مردم آنجا که ما در راستای حفظ ارزشها و حفظ برتری کمی نیروهای مستضعف بر مرفهین بی درد، فقیر نگه شان داشته ایم، این اقبال بیشتر می باشد،  هر چند که ما تمایل آنچنانی برای ایجاد زحمت برای مردم و به صحنه کشیدن آنان نداریم، ولیکن حفظ روند موجود، سبب روی کارآمدن دولتی بدتر از دولت احمدی نژاد و به ریاست مرد مشکوک خواهد شد و این نکته به واسطه ارتباطات گسترده وی (علی رغم هشدارهای ما) با گروهای تاثیرگزار، رنگ و بوی جدی تر به خود می گیرد. که این نکته از دو جهت قابل تامل است. اول آنکه بار خدمت و تلاش و نوکری مردم زینتی است که فقط شایسته شانه های ماست و دیگر آنکه روی کارآمدن وی سبب ایجاد انشقاق و چند پارگی بین نیروهایی می شود که با تلاش فراوان و وعده و وعیدهای مختلف در قرارگاه ما جمع شده اند، که این نکته تهدیدی جدی برای امنیت ملی "ما" است. فلذا تلاش های مکرر وی برای کسب فضای رسانه ای از طریق فیلترینگ سایتهای رقیب، شبهه افکنی و القاء تهمت به مخالفین برای کسب قدرت، خود مصداق آشکار نقض حقوق "ما" می باشد. از طرف دیگر وی به زعم ما هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارد. از اینرو  حضور وی و بی اعتنایی به توصیه های خیر خواهانه ما نتیجه ای جز ضربه زدن به جایگاه کنونی وی نیست که خود باعث تضعیف روحیه خودباوری ملی می شود. و مصداق ضربه زدن به نظام می باشد. و از آنجائیکه هدف، تقویت نظام است فلذا نسبت به این امر ساکت نشسته و هر کاری که منجر به عدم شرکت وی در انتخابات شود، انجام خواهیم داد.

3- ارتباط گیری با جن گیر، رمال، مرتاض، جادوگر، اختاپوس و ...

همانطور که گذشت در دولت احمدی نژاد اقداماتی صورت گرفته است که دولتهای آرمانی و اسطوره ای ما به یک رویا و آرزو و شبیه بوده اند، انجام این کارهای خارق العاده اگر قرار بوده است توسط انسان انجام شود، حتماً ما می توانستیم، فلذا ورود مستقیم جنیان در کار مهرز است. همچنین بارها "ما" به احمدی نژاد توصیه نمودیم که در انتخابات ریاست جمهوری 84 وارد نشود و یا به نفع کاندیدای "ما" کنار بکشید زیرا رای بسیار کمی می آورد ولیکن بارها احمدی نژاد مصرانه بر پیروزی اش در انتخابات تاکید می نمود که این پیشگویی جز با مدد اختاپوس انجام پذیر نیست.

4) اسراف در بیت المال:

کمیته ای از "ما" به محوریت بچه های "پائین" به طور خاص برای کمک به این فرد مذکور و خلاص نمودن وی از بار مسئولیت و هر آنچه که اصولاً "ما" بایستی بر عهده بگیریم، تشکیل گردید. این کمیته که به طور ویژه مسئولیت عملیات "خدمت زدایی" از وی را بر عهده دارد، متولی تکمیل پرونده وی می باشد، همچنین به ایشان تفهیم شد که در صورت عدم کشف موارد مورد نظر به خلق پرونده بپردازند. ولیکن باز هم توفیق چندانی حاصل نگردید. و از آنجائیکه ما با نیت الهی و اسلامی این کار را انجام داده ایم و بیت المال نیز حامی ما بوده است، فلذا اینکار یعنی نداشتن هیچ مورد خلاف و مشکوک در زندگی وی، مصداق بارز تضییع بیت المال و هدر رفتن نیروی انسانی این مجموعه ها محبوب میگردد.آنهم در شرایط حساس کنونی که منطقه آبستن بسیاری از حوادث است و کشورمان می تواند با صدور الگوی انقلاب اسلامی خود، الهام بخش مظلومان و مستضعفان عالم باشد، و جبهه ای راسختر در برابر مستکبرین عالم ایجاد نماید و قلوب تشنه بشریت را با فرهنگ ناب اسلام راستین آشنا نماید، فلذا از آنجائیکه ما حافظان بیت المال هستیم نسبت به این اقدام بی تفاوت نبوده و برخوردی در خور در حوزه عزت ملت ایران خواهیم داد. در ضمن اگر قرار بود که این گونه بیت المال مسلمین را تضییع نمود، بی شک در محله ما و در همسایگی "ما" افراد مستحقی برای تغذیه از بیت المال وجود دارند.

5) ارتباط گیری با غیر خودی ها:

نامبرده توانسته در میان اقشار مختلف مردم و همچنین بسیاری از کسانی که ما هرگونه ارتباط با ایشان را به نفع منافع ملی خود نمی دانیم و بارها تاکید کردیم که اینان در حکم محارب هستند، ارتباط برقرار کرده و همچنین هیچ توجهی به نیروهای خود "ما" نداشته و هیچ گونه حمایت مادی و معنوی را از بنیادهای خیرخواهانه "ما" نداشته است که این امر مصداق بارز ارتباط گیری با غیر خودی ها بوده و از دید "ما" هیچ توجیهی ندارد. البته چشم های بیدار ما هرگز به خواب نخواهد رفت و ما ایشان را رها نخواهیم کرد و یک به یک سراغ تمام سرنخهای داخلی و خارجی رفته و گپ های دوستانه ای با ایشان خواهیم داشت.

علی ای حال بررسی های تکمیلی در حال انجام بوده است و روز به روز به نکات اساسی تری خواهیم رسید و هر آنچه به تایید "ما" رسید، منتشر خواهد شد. منتظر اطلاع رسانی های بعدی "ما" باشید.

ttp://fakhanews.com/

جانباز؟.....

گزارش فارس به مناسبت روز ولادت حضرت ابوالفضل (ع)، روز جانباز؛
اين جانباز از 15 سال پيش طعم هيچ غذايي را نچشيده است

خبرگزاري فارس: صاحب‌خانه 15 سال است كه طعم غذا را نچشيده، به مهماني نرفته، تنها تفريحش اين است كه با همسرش سوار آمبولانس شده و براي ويزيت و معالجه به بيمارستان برود و مي‌داند كه همسرش با درد كشيدن او ذره ذره آب مي‌شود اما نمي‌داند كه آرزوي شيرين است كه او بار ديگر لباس ارتشي بپوشد.


وقتي به كوچه "سرو " رسيديم، آسمان هنوز آفتابي بود و گرماي تابستان ديگر به شكوه‌مان انداخته بود اما در دل نشاطي احساس مي‌كرديم. نشاط از اين بابت كه به ديدار عزيزاني مي‌رويم كه قلبمان را تسخير كرده‌اند و مهرباني‌شان تمامي ندارد.

گلبرگي روي در ورودي منزل چسبانده و روي آن نوشته بود «لطفاً زنگ نزنيد، در بزنيد، مهران‌راد». وارد منزل شديم؛ متعجب از اين همه آرامش؛ از اين همه گذشت؛ چيدمان منزلي نقلي كه گل‌ها و شكوفه‌هاي زيادي در گوشه گوشه‌اش مي‌درخشيد.

آري به ديدار جانباز دوران دفاع مقدس «ابراهيم مهران‌راد» رفتيم اما ديدن ايثارگري همسر وي اين ديدار را تحت شعاع قرار داد؛ ايثارگري در اين خانه از اين جهت كه اگر مشكلاتشان را بر شاخه‌هاي سرو تحميل كنند، سرو در برابر آن خم مي‌شود اما آنها مقاوم‌تر از سرو ايستاده‌اند و اين مقاومت ستودني است.

بعد از پذيرايي صميمانه، از «شيرين جافر» همسر اين جانباز خواستيم كه به ديدار صاحب‌خانه برويم، صاحب‌خانه‌اي كه 15 سال است طعم غذا را نچشيده، به مهماني نرفته، تنها تفريحش اين است كه با شيرين سوار آمبولانس شده و براي ويزيت و معالجه به بيمارستان برود؛ خانم جافر اذن ملاقات داد و وارد اتاق شديم. مهران‌راد كه روزي تاب ديدن يك كودك شهيد شده را در منطقه جنگي نداشت و از ديدنش نفس‌هايش به شماره مي‌افتاد، امروز روي تختي بدون تكلم خوابيده است؛ او فقط نظاره‌گر بوده و حتي قادر به انجام ساده‌ترين كارهاي شخصي‌اش هم نيست.

مهران‌راد سال 1342 واد ارتش شده بود؛ در روزهاي نخست جنگ تحميلي با مدرك فوق ديپلم رشته پرستاري در بخش بهداري لشكر 81 زرهي اهواز مشغول به فعاليت شد؛ بعد از مجروحيتش نيز دوباره به منطقه بازگشت و به لشكر 58 ذوالفقار و پادگان ابوذر منتقل شد كه اثرات موج‌ بمب‌هاي خوشه‌اي دشمن در گيلانغرب و خونريزي سمت راست مخچه وي را از 15 سال گذشته خانه نشين كرده است.

* خدايا! شيرين را در جاده ايمان استوار نگه‌دار

در و ديوارهاي اتاق اين جانباز دوران دفاع مقدس، با برگه‌هاي كاغذي تزيين شده كه شيرين تمام اين مطالب را نوشته و روي ديوار چسبانده است؛ روي چند برگ كوچك و بزرگ نوشته شده بود «يك لحظه دلم خواست صدايت بكنم؛ گردش به حريم باصفايت بكنم؛ آشوب دلم به من چنين فرمان داد؛ در سجده بيافتم و دعايت بكنم»، «خدايا! شيرين را در جاده ايمان استوار نگه دار»، «هر چه دلم خواست نه آن مي‌شود؛ هرچه خدا خواست همان مي‌شود».

در گوشه‌اي از اتاق داروهاي اين جانباز از جمله سرنگ بزرگي به چشم مي‌خورد كه به نوعي ظرف غذاي ابراهيم است؛ در معده اين جانباز دوران دفاع مقدس دستگاهي به نام «پيگ» كار گذاشته شده است كه از اين طريق تغذيه مي‌شود؛ اين زن فداكار در ابتدا مواد مغذي ماهي، گوشت يا مرغ را به همراه سبزيجات و برنج پخته، از صافي عبور مي‌دهد سپس اين مواد يا داروهايي را كه در آب محلول شده است را با سرنگ وارد معده همسرش مي‌كند.

كنار اين مادر و زن مهربان مي‌نشينيم تا از زندگي خود برايمان بگويد و اين گونه اظهار مي‌دارد: در اميريه تهران بزرگ شدم؛ از سوم ابتدايي چادر و روسري سر مي‌كردم؛ چادر سرمه‌اي با گل‌هاي ريز سفيدرنگ كه به خاطر آن حرف‌ها و كنايه‌هاي زيادي شنيدم به طوري كه گاهي مرا با اين چادر به عنوان كارگر منزل صدا مي‌زدند اما تا امروز بر آن افتخار ‌كردم و خواهم كرد.
ما پنج خواهر بوديم و من ديوانه‌وار پدرم را دوست داشتم؛ او هميشه به من مي‌گفت «شيرين ستون طلايي خانه من است»؛ وقتي در مهر ماه سال 1348 با ابراهيم ازدواج كردم، پدرم به وي گفت «تو را به شيرين مي‌سپارم».

ثمره اين زندگي 3 دختر است؛ از جايي كه صاحب فرزند پسر نشديم، همسرم 2 سال بيشتر به جاي فرزند ذكوري كه نداشتيم، خدمت كرد و در سال 1374 بازنشسته شد.
بعد از نمايان شدن اثرات جانبازي ابراهيم، پدرم هميشه به من مي‌گفت «ابراهيم را راضي نگه دار؛ اگر مي‌خواهي به من خدمت كني، به او خدمت كن» همين كار را كردم؛ بعد از اينكه پدرم به رحمت خدا رفت فقط در مراسم چهلم وي، به سر مزارش رفتم چرا كه با رفتنم بر سر مزار پدرم، ابراهيم در خانه تنها مي‌ماند.

* دخترم هيچ گاه نمي‌خواست با پدر خداحافظي كند

او از روزهاي پرالتهاب جنگ تحميلي برايمان مي‌گويد: قصرشيرين در دست دشمن بود؛ ابراهيم و ابراهيم‌ها نيز براي آزادسازي آنجا به منطقه رفتند؛ او سال 1362 مجروح شد و به محض بهبودي مختصر دوباره به منطقه ‌رفت؛ هر بار كه او به جبهه اعزام مي‌شد، دخترم مرضيه خود را در گوشه‌اي از اتاق پنهان مي‌كرد تا لحظه خداحافظي با پدرش را نبيند.

بنده اشتياق زيادي براي رفتن ابراهيم به جبهه داشتم بنابراين هر كاري از دستم برمي‌آمد، برايش انجام مي‌دادم؛ ياد هست به جاي بند پوتين، كش باريكي روي پوتينش قرار دادم تا ابراهيم به راحتي پوتينش را بپوشد و اذيت نشود؛ يك بار هم كلاهش در منطقه سوراخ شده بود و خودم رفتم براي او كلاه تهيه كردم.

او در پادگان ابوذر تكنسين اتاق عمل بود؛ يكبار كودكي تركش خورده را در بيمارستان معالجه اوليه كرد تا زنده بماند؛ پس از آن مي‌خواست آن كودك را به مادرش بدهد تا دست نوازشي بر سر او بكشد ناگهان كودك به شهادت مي‌رسد، ديدن چنين صحنه‌اي با شرايطي جسمي و رواني به قدري براي همسرم سخت بود كه همان لحظه سكته‌ كرد و حدود 44 روز در بيمارستان قلب 502 ارتش بستري شد.
همسرم در جبهه به قدري مهربان بود كه همرزمان و دوستان او مي‌گويند «مهران‌راد وقتي براي مرخصي به تهران مي‌آمد، همه مي‌گفتند يتيم شديم تا مهران‌راد از مرخصي برگردد».

وي ادامه مي‌دهد: در يكي از شب‌هاي برفي و زمستاني ابراهيم در منطقه جنگي بود؛ براي پارو كردن پشت‌بام مجبور بودم خودم اقدام كنم؛ وقتي پدر متوجه اين موضوع شد گفت «به من مي‌گفتي تا خودم هزينه كارگران را براي پارو كردن برف‌ها مي‌دادم» به وي گفتم «مي‌خواستم كمتر دلتنگي كنم به همين خاطر برف‌ها را پارو كردم».

* خنده تلخ من از گريه غم‌انگيزتر است

اين روزها هوا گرم است؛ امروز شيرين و ابراهيم از تفريحي كه به بيمارستان داشتند، برگشته بودند؛ او خيلي خسته بود اما با اين حال براي اينكه حرارت بدن ابراهيم زخم‌هايش را اذيت نكند، آب هندوانه را گرفت و از طريق سرنگ وارد معده همسرش كرد.

دل‌هاي ما ميزبان اشك‌ها و لبخندها در اين سفر كوتاه به يك سرزمين آسماني بود؛ گاهي قطرات اشك از گونه‌هاي شيرين جاري مي‌شد و مي‌گفت «خنده تلخ من از گريه غم‌انگيزتر است؛ كارم از گريه گذشته بدان مي‌خندم».
او ادامه مي‌دهد: خدا صدام را لعنت كند؛ اينها يادگاري‌هاي جنگ هستند؛ شب‌هاي يلدا و عيد بچه‌هاي من دوست دارند، به منزل ما بيايند اما به خاطر اينكه سر و صدا و شلوغي پدرشان را اذيت مي‌كند، اينجا نمي‌آيند.

دست‌هاي اين همسر جانباز بوي زحمت مي‌دهد؛ در حالي كه اشك روي گونه‌هايش سوسو مي‌كند، خاطره‌اي از شب يلدا را برايمان اينگونه روايت مي‌كند: انار روي ميز بود؛ نيمه شب يادم ‌افتاد كه نكند سردار من، انار را ديده و دلش خواسته باشد؛ از رختخواب دل كندم؛ انار را با دست‌هايم فشار دادم تا آبي از آن چكانده و به او بدهم؛ ديدم او خواب است اما با سرنگ برايش گاواژ كردم تا اين محبت به مغزش برسد و به او بگويم كه تنهايش نمي‌گذارم؛ گاهي آب ميوه و غذاها را بر لب‌هاي او مي‌زنم تا طعم‌ها فراموشش نشود.

* سالهاست عطر غذا در اين خانه نپيچيده است

تمام اعضاي خانواده‌ هميشه دوست دارند، حداقل يك وعده غذا را دور هم بنشينند اما چندين سال است كه اين زن به تنهايي در گوشه آشپزخانه غذا مي‌خورد طوري كه حتي صداي چيدن ميز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خيلي وقت است كه غذاي عطردار درست نمي‌كند و مي‌گويد «من چگونه چنين غذايي را بخورم در حالي كه ابراهيم‌ام نمي‌تواند از آن بخورد».
ابراهيم يك بار با زبان بي‌زباني از من نان و پنير خواست؛ نان و پنير و چايي را ميكس كردم و برايش آوردم تا وارد معده‌اش كنم؛ او از اين موضوع خيلي ناراحت شد و آن را كنار زد.

* به مونسم افتخار مي‌كنم؛ از ديدن دردهايش ذره ذره مي‌ميرم

اين زن ايثارگر هر روز صبح مانند سرباز وظيفه بيدار مي‌شود و مي‌گويد «فرمانده! در خدمتم؛ فرمان بده تا سربازت اجرا كند»؛ او مي‌گويد: اين راه زندگي را كه با ابراهيم طي كرديم خيلي ناهمواري داشت اما از اين جهت كه مونسم يك جانباز است افتخار مي‌كنم و گاهي از ديدن دردهاي او ذره ذره مي‌ميرم.

زمان عقد دخترش مي‌رسد؛ او به امير نهاوندي و خرم‌طوسي مي‌گويد پدر بچه‌ها قدرت تكلم ندارد، شما در مراسم عقد حضور پيدا كنيد بلكه دل دخترم كمي آرام گيرد.

همسر جانباز مهران‌راد، روحي لطيف و احساس شاعرانه‌اي دارد؛ براي پرنده‌ها و ياكريم‌هايي كه پشت پنجره مي‌نشينند، دانه مي‌پاشد و به آنها مي‌گويد براي شفاي تمام مريض‌ها دعا كنيد.
او گل‌هاي شمعداني را خيلي دوست دارد؛ دستي بر گلبرگ‌ها كشيده و در برابر عظمت پروردگار سر به سجده مي‌نهد.
شيرين جافر، خواهر مهرباني است كه برادرش نيز دو پايش را در منطقه سومار به اسلام هديه داده و از اين جهت او خود را زينب عصر كامپيوتري مي‌داند.

* ديوانه‌وار عاشق حضرت ابوالفضل (ع) هستيم

وي ادامه مي‌دهد: ديوانه‌وار عاشق حضرت ابوالفضل (ع) هستيم، همسرم يك بار در كودكي بينايي خود را از دست داده بود مادرش با توسل به حضرت ابوالفضل (ع) شفاي او را ‌گرفت؛ بارها اتفاق افتاده كه پزشكان براي معالجه او عاجز مانده بودند، دست به دامان حضرت قمر بني‌هاشم (ع) شدم و ابراهيم حالش خوب شد.

براي استحمام وي گاهي با احاطه شدن ضعف بر من، ممكن بوده كه ابراهيم از دستم رها شود؛ متوسل به حضرت ام البنين شدم تا مرا تنها نگذارد؛ همين گونه نيز ‌شد؛ من دست‌هاي حمايت‌ اولاد پيامبر (ص) را در زندگي مي‌بينم. خداوند هميشه همراه ما بود و حتي يك بار هم زير بار سختي‌ها نشكسته‌ام.

اين همسر جانباز بيان مي‌دارد: از مقام معظم رهبري خيلي ممنونم كه اين گونه با درايت عمل مي‌كنند تا چنين نظامي‌هاي خوبي حافظ مملكت باشند و از نظاميان ممنونم كه مانند شمعي دور نقشه عزيز روشن هستند و نمي‌گذارند بيگانگان نگاهي به ايران بياندازد.

او در اين ديدار اعياد شعبانيه را به رهبر معظم انقلاب و ساير جانبازان و پاسداران تبريك گفت؛ وي از امير پوردستان فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي، سرهنگ جعفري مسئول ايثارگران ارتش، امير سيفي رئيس حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس ارتش، از گروه پزشكان بيمارستان گلستان نيروي دريايي، حجت‌الاسلام نقويان، حميد ماهي‌صفت قدرداني مي‌كند.

* آرزو دارم با سرباز ولايت به ديدار رهبر معظم انقلاب بروم

از شيرين جافر خواستيم كه آرزويي كند و مي‌گويد: آرزو دارم كه آقاي مهران‌راد را كه به من آبرو و عزت داده است را به عنوان سرباز ولايت روي ويلچر بگذارم، جلوي رويم بگيرم و به ديدار رهبر معظم انقلاب برويم.
و آرزوي ديگر او اين است كه اي كاش دوباره بوي پوتين ارتشي در خانه‌اش مي‌پيچيد؛ و اي كاش او يك بار ديگر لباس مقدس ارتش را بر تن مي‌كرد.

خبرگزاري فارس به رهبر معظم انقلاب، "ابراهيم مهران‌راد " اين جانباز سرافراز و بانوي وفادارش و تمام جانبازان دلاور و همسران وفادارشان، ولادت امام حسين (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و امام سجاد (ع) را تبريك مي‌گويد.

ادامه نوشته

ولايت فقيه نقطه برجسته نظام جمهوري اسلامي است

مشروح گفت‌وگوي فارس با رئيس مجلس شوراي اسلامي؛

خبرگزاري فارس: رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: نظام ما يك نقطه برجسته به‌نام ولايت فقيه دارد و اگر در دوره‌هاي مختلف توجه وافي و كافي به نظرات اين جايگاه چه در دوران امام راحل و چه در دوران آيت‌‌الله العظمي خامنه‌اي نشود، كشور ضرر كرده است.


به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، علي لاريجاني كسي است كه در انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي، پس از استعفا از دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، از شهر قم كانديداي مجلس شد و با رأي بالايي از اين شهر به مجلس هشتم راه يافت.

وي در نخستين گام در خانه ملت، كانديداي رياست بر مجلس و فراكسيون اصولگرايان شده و در هر دو سمت نيز با رأي وكلاي ملت بر كرسي رياست تكيه زد.

مديريت رئيس مجلس در موضوع ادغام وزارتخانه‌ها و مواضع وي در جريان فتنه به خصوص گفته‌هايش در گفت‌وگوي ويژه خبري سال 88 كه بسيار هم جنجالي بود، ما را بر آن داشت كه با لاريجاني به گفت‌وگو نشسته به طرح اين مسائل بپردازيم، مشروح اين گفت‌وگو به شرح ذيل منتشر مي‌شود.

فارس: مجلس قبل از سال براي كاهش تعداد وزارتخانه‌ها، ماده 53 قانون برنامه را تصويب كرد و امروز چند ماه از آن تصميم گذشته است، سير تحولات اين ماه‌ها را همه مي‌دانند، اما چه شد كه دولت و مجلس كارشان به اينجا كشيد كه اين همه اختلاف پيش آمده و حتي موضوع منجر به اين شود كه رهبري ورود كرده و تنظيم قوا (اصل 110 قانون اساسي) را اعمال كنند و باز هم امروز علي‌رغم همه اين تحولات احساس مي‌شود كه اختلافات زيادي بين دولت و مجلس در مورد كاهش تعداد وزارتخانه‌ها و ادغام‌ها وجود دارد، نظر شما در اين باره چيست؟

لاريجاني: برداشت من اين نيست كه ما در حال حاضر اختلافات زيادي در زمينه ادغام‌ها داريم، خيلي هم دوست ندارم كه گذشته را ورق بزنم چون مي‌توانست بهتر از اين عمل شود.

** دولت مي‌توانست در ادغام وزارتخانه‌ها بهتر عمل كند

فارس: چه كسي مي‌توانست بهتر عمل كند؟

لاريجاني: دولت مي‌توانست بهتر عمل كند، اصل اينكه دولت كوچك شود يك منطق است، مخصوصاً با اجراي اصل 44؛ در زماني كه برنامه پنج ساله پنجم نوشته مي‌شد مباحثي بين دولت و مجلس وجود داشت كه براساس آن مباحث ما قصد داشتيم كه دولت كوچك شود. البته ما تجربه‌اي هم قبلاً داشتيم و مجلس تشكيل وزارت ورزش و جوانان را تصويب كرده بود و دولت در قبال آن موضع‌گري كرد كه نبايد مي‌كرد اما به هر حال موضع‌گيري كرد.

** دو سال به دولت زمان داديم تا با مطالعه در زمينه ادغام‌ها عمل كند

ما هم گفتيم كه حد را در قانون برنامه مشخص مي‌كنيم و دولت را موظف مي‌كنيم كه وظايف اين وزارتخانه‌ها را در چارچوب مشخص ارائه دهد؛ در واقع مي‌خواستيم بخشي را با دولت بسته باشيم. در قانون برنامه اين كار صورت گرفت، معني آن هم اين بود كه دولت براي كاهش تعداد وزارتخانه‌ها طرحي را با مطالعه آماده كند لذا ما دو سال به دولت براي آن زمان داديم.

انتظار اين بود كه دولت در نهايت بيايد و بگويد كه ما در مجموعه مطالعاتي كه انجام داديم به اين نتيجه رسيديم كه فلان بخش‌ها تجميع شده و فلان وزارتخانه بايد تشكيل شود.

** اگر دولت مدعي مبهم بودن قانون بود بايد از موجود حي و حاضري به نام مجلس تفسير مي‌خواست

فارس: دولت روي همين اصل متن ماده 53 هم حرف داشت، اگرچه امروز با تفسير شوراي نگهبان كار تمام شده اما دولت در چند ماه گذشته به خاطر همين نوع نوشتن قانون به حاشيه رفت؛ حرف دولتي‌ها هم اين بود كه مجلس قانون را بد نوشته است، آيا شما مبهم نويسي مجلس را قبول داريد و آيا نبايد مجلس قانون را روشن مي‌نوشت كه دولت هم روشن عمل مي‌كرد؟

لاريجاني: اگر دولت اشكالش اين است كه قانون مبهم است، بايد از مجلس تفسير مي‌خواست و ما هم تفسير مي‌كرديم. موجود حي و حاضري به نام مجلس وجود دارد و قانون اساسي هم اعلام كرده كه تفسير قانون با مجلس است و اگر دولت مي‌گفت قانون مبهم است بايد تفسير مي‌خواست.

هر مسئله‌اي يك راه دارد و قائدتاً دولت هم منطقي براي خود داشت لذا بنده نمي‌خواهم آن را مبناي قضاوت بدانم بلكه مي‌خواهم موضوع را شرح دهم.

** نيازي نبود كه دولت با عجله وزرا را عزل كند

پس ما مي‌خواستيم كمك كنيم كه دولت موفق شده و كاهش وزارتخانه‌ها را انجام دهد و موضوع مثل مسئله وزارت ورزش هم نشود كه بگويند مجلس خودش تصميم گرفت لذا گفتيم كه شما (دولت) پيشنهاد بدهيد و هيچ نيازي هم نبود كه با عجله وزرا را عزل كرده و بعد بگويند ادغام صورت گرفت.

** قبل از اينكه دولت در مورد عزل وزرا تصميم بگيرد گفته بودم كه اين تصميم غلط است

بنده همان روز قبل از تصميم‌گيري در دولت، به ‌آنها عرض كرده بودم كه اين تصميم شما غلط است و ما آن را قبول نداريم.

فارس: كدام تصميم را مي‌گوييد؟

لاريجاني: اينكه خودشان بتوانند ادغام كرده و از طرفي هم وزرا احتياج به رأي اعتماد نداشته باشند؛ چون اصل حرف دولت اين بود كه من اصلاً ادغام دو وزارتخانه نمي‌كنم، بلكه ادغام يك يا دو وزارتخانه در دل يك وزارتخانه ديگر مي‌كنم بنابراين نه احتياجي به مجلس است، نه احتياج است كه شرح وظايف مجلس بيايد و نه نياز به رأي اعتماد داريم چرا كه يك وزارتخانه قبلاً رأي اعتماد گرفته و ما چند وزارتخانه ديگر را در دل آن وزارتخانه قرار مي‌دهيم.

** تئوري دولت براي قرار دادن چند وزارتخانه در دل يك وزارتخانه، شاذ بود

اين مسئله، موضوع شاذي بود. به هر حال مصنف و مدون قانون وجود دارد و مي‌توان از او پرسيد. اما به هر حال در قبال ادغام وزارتخانه‌ها مي‌توانست اين طور عمل نشود و ظرف دو يا يك سال مطالعه شده و مثل تشكيل وزارت جهاد كشاورزي، صنايع و معادن و صنايع سنگين عمل شود. چرا كه ما سابقه آنها را داشتيم.

** مجلس قرائت دولت از ماده 53 قانون برنامه را صد در صد غلط مي‌دانست

فارس: چه شد كه موضوع به اختلاف رسيد؟

لاريجاني: اينكه اختلاف شد به خاطر اين بود كه مجلس قرائت دولت را صد در صد غلط مي‌دانست.

فارس: اگر شما قرائت دولت از ماده 53 را غلط مي‌دانيد، مگر قبل از تصويب موضوع را با دولتمردان چك نكرده بوديد، مگر مجلس قبل از تصويب ماده 53 با كار كارشناسي و با حضور نمايندگان دولت عمل نكرده بود كه پس از تصويب ماده 53 دولت حرف ديگري زده باشد؟

لاريجاني: بله ما قبلاً در مورد تعداد وزارتخانه‌ها با دولت همگام بوديم، اما بعدش با ما مشورتي نشد، ما اعلام كرديم كه اين كار شما را غلط مي‌دانيم، اعتنا نشد لذا ما فكر مي‌كنيم كه براي احقاق حقوق مردم بايد ايستادگي مي‌كرديم.

وقتي هم كه برخي شبهه داشتند من از شوراي نگهبان تفسير خواستم و شوراي نگهبان هم همين نظر را داد. (ادغام وزارتخانه‌ها بايد با تصويب مجلس باشد و وزار هم رأي اعتماد بگيرد) اما باز هم توجه نشد لذا باتوجه به اختياراتي كه قانون اساسي به رهبري داده، ايشان ورود كردند.

** استدلال احمدي‌نژاد براي ادغام سريع وزارتخانه‌ها

اين مسئله تجربه‌اي است كه اگر ما به قانون اعتبار ببخشيم و بي‌خود تفسيرها و قرائت‌هاي شاذ را نياوريم، به نفع كشور است؛ امروز از اين مرحله عبور كرده‌ايم، فقط اشكالش اين بود كه مدتي وزارتخانه‌ها بي‌سرپرست ماندند البته آقاي احمدي‌نژاد استدلالي داشتند و استدلالشان هم اين بود كه اگر سير ادغام وزارتخانه‌ها طولاني شود وزارتخانه‌ها متزلزل مي‌شوند و من براي اينكه اين مسئله را جمع كنم سريع در مورد ادغام‌ها، اقدام كردم.

** استدلال احمدي‌نژاد را قبول نداشتم

بنده اين حرف را خيلي قبول ندارم اما به نظر وي احترام مي‌گذارم و به هر حال آقاي احمدي‌نژاد استدلال داشت.

فارس: يعني شما تعجيل دولت را درست نمي‌دانيد؟

لاريجاني: بله تعجيل دولت را درست نمي‌دانم، يعني مي‌توانست خيلي دقيق‌تر عمل شود حتي دقيق‌تر از آن كاري كه الان كرده‌ايم، من نمي‌گويم كاري كه الان در مورد ادغام‌ها كرده‌ايم دقيق است ولي بهترين راه حل در ظرف زماني فعلي بود.

** اقدام كنوني در مورد ادغام‌ها بهترين راه‌حل در ظرف زماني فعلي بود

ما در نهايت هم به احمدي‌نژاد گفتيم كه بهترين كار اين است كه شما نمايندگاني را معرفي كنيد و من هم نمايندگي معرفي كنم تا آنها با هم به نتيجه برسند و اين بساط را جمع كنيم. جمع كنيم هم معنايش اين است كه پهن شدن موضوع خوب نيست ولي در عين حال باز هم مي‌گويم كه مي‌توانست خيلي دقيق‌تر از اين در مورد ادغام‌ها عمل شود.

** امروز ديگر مسئله‌اي بين دولت و مجلس درباره ادغام وزارتخانه‌ها وجود ندارد و ما به نتيجه رسيده‌ايم

بنده در مجموعه شرايط و ظرف زماني فعلي همين فكري كه مجلس در مورد ادغام‌ها انجام داده را خوب مي‌دانم، اما نه بهترين، در حال حاضر ديگر مسئله‌اي بين دولت و مجلس وجود ندارد و ما به نتيجه رسيديم. البته ممكن است كه يك يا دو وزارتخانه ديگر مثل نيرو و نفت هم ادغام شوند ولي باز هم عجله‌اي نيست چرا كه دو سال فرصت داريم.

فارس: در مجموعه كنش‌ها و واكنش‌هايي كه در مورد ادغام وزارتخانه‌ها صورت گرفت از جمله مبهم نويسي مجلس، تعجيل دولت و عمل نكردن به قانون، با در نظر گرفتن اين مجموعه آيا شما دولت را مقصر اصلي مي‌دانيد يا مجلس هم مقصر است؟

لاريجاني: من اصلاً راجع به اين ماجرا نظر نمي‌دهم چون فايده‌اي ندارد و دلخوري‌هايي ايجاد مي‌كند. الان از اين مرحله عبور كرده‌ايم ولي تحليل من اين است كه مي‌توانست بسيار بهتر از اين ماده 53 اجرا شود. البته بايد از اين تجربه براي آينده استفاده كرد ولي در كل اينكه كساني مقصر بوده‌اند يا نه، بلاوجه است و دلخوري ايجاد مي‌كند.

** عده‌اي دلشان مي‌خواهد شائبه‌ها در مورد من باقي بماند

فارس: شائبه يا سوء‌ تفاهمي بين اصولگرايان و نيروهاي حزب‌اللهي پيش آمده و برخي معتقدند كه در جريان فتنه و در آن شرايطي كه رهبري يك تنه به موضوع ورود كرده و از كيان انقلاب دفاع كردند، شما در آن دوره كمرنگ‌تر به موضوع ورود كرديد و حتي در گفت‌وگوي ويژه خبري هم تا حدي اعتراضات خياباني را تأييد كرديد، لطفا روشن و صريح درباره اين مسئله صحبت كنيد؟

لاريجاني: من در اين زمينه قبلاً زياد صحبت كردم. عده‌اي دلشان مي‌خواهد اين شائبه‌ها باشد و ما خيلي نمي‌خواهيم آنها را در مضيقه قرار دهيم.

فارس:‌اين عده چه كساني هستند؟

لاريجاني: مسئله واقعاً اين طور بود، يك تصميمات استراتژيكي نظام دارد كه رهبري آنها را اتخاذ مي‌كنند، ما هم بايد در طول عمر سياسي خودمان به آن توجه كافي و وافي داشته باشيم.

نه به خاطر سؤال شما، اما اين مسئله را مي‌گويم كه نظر بنده اين است كه نظام ما يك نقطه برجسته به نام ولايت فقيه دارد و اگر در دوره‌هاي مختلف توجه وافي و كافي به نظرات اين جايگاه چه در دوران امام راحل و چه در دوران آيت‌‌الله العظمي خامنه‌اي نشود، كشور ضرر كرده است.

** وقتي فهميدم نظر رهبري چيست، نظرم را اصلاح كردم

اعتقادم اين است كه، چه در زماني كه در وزارت ارشاد بودم، چه در راديو و تلويزيون، چه در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي و چه در مجلس؛ بنده نزد خود و خداي خودم احساس مي‌كنم كه نظرات رهبري را بفهمم، عمل مي‌كنم. البته ممكن است زماني من برداشتي داشته باشم و رهبري برداشت ديگري داشته باشند اما وقتي فهميدم كه نظر ايشان فلان است، اصلاح كردم؛ اين مسئله وجود داشته است؛ هم در راديو و تلويزيون ممكن بود، باشد و هم الان.

انسان‌ها تشخيص‌هاي متفاوتي دارند ولي در مسائل پس ازانتخابات يك بخش تصميمات رهبري بود و يك بخش مديريت صحنه، اين دو مقوله يكي نيستند.

** در گفت‌وگوي ويژه خبري سال 88 سعي كردم فضا را آرم كنم

آن روزي هم كه بنده مصاحبه تلويزيوني كردم، زماني بود كه حوادث بسياري در تهران رخ داد و شهر مضطرب شده و افرادي هم كشته شده بودند؛ آن شب تلاشم اين بود كه فضا را آرام كنم. آرام كردن فضا هم اين نيست كه موج جديدي ايجاد و با تندي صحبت كرد بلكه بايد فضا را آرام كنيم تا طرفين احساس كنند تا افراد و مراجعي هستند كه به موضوع رسيدگي مي‌كنند.

در آن گفت‌وگوي تلويزيوني بنده به نظرات رهبري تأكيد كردم و به اجراي قانون هم تأكيد داشتم و گفتم كه قانون بايد در كشور اجرا شود. بنابراين مبناي امروز و آن روز بنده قانون بود. اما اينكه مردم بتوانند تظاهرات كنند، من اين را درست مي‌دانم و مردم مي‌توانند تظاهرات كنند اما در چارچوب قانون و نه بدون اجازه.

اگر هم مردم اعتراضاتي دارند، رسيدگي مي‌شود و اين منطقي است كه من هميشه دارم؛ ما كه نبايد بگوييم اگر كسي اعتراضي دارد رسيدگي نمي‌شود. حتي رهبري هم در نماز جمعه فرمودند كه ما رسيدگي مي‌كنيم. ايشان ضمن اينكه تلقي خودشان را فرمودند، گفتند كه رسيدگي مي‌كنيم.

** رهبري در نماز جمعه 29 خرداد تلقي خودشان را به عنوان ناظر بيان كردند

متأسفانه جريان‌هاي رسانه‌اي صحبت آقا را درست منتقل نكردند يعني نگاه ناصواب كردند چون من به دليل سابقه زيادي كه با ايشان داشتم، مي‌دانم كه فكر ايشان چيست. ايشان گاهي نظري دارند ولي مي‌فرمايند، شوراي نگهبان هر تصميمي بگيرد من آن را قبول دارم و بنده از زبان خودشان چندين بار اين را شنيدم كه مي‌گفتند نظر من اين است اما شوراي نگهبان هر نظري داشته باشد من آن را قبول دارم.

آن روز در نماز جمعه، ايشان تلقي خودشان را به عنوان يك ناظر فرمودند، ولي گفتند كه شوراي نگهبان هم به همه چيز رسيدگي كند، من هم در آن روز در مصاحبه همين را تأكيد كردم كه مراجع رسيدگي وجود دارد و بايد رسيدگي شود البته برخي از آقايان فكر مي‌كنند كه با حرف تند زدن مي شود شرايط كشور را درست كرد اما من اين گونه مديريت را درست نمي‌دانم چرا كه كشور ضرر مي‌بيند. البته ممكن است كه آنها با حسن نيت اين حرف‌ها را بزنند.

** برخي از آقايان فكر مي‌كنند كه با حرف تند زدن مي شود شرايط كشور را درست كرد

ولي در كل، مديريت صحنه در برخي جاها مي‌توانست بهترين از اين باشد كما اينكه آقا فرمودند آنچه كه در كوي دانشگاه رخ داد مثل يك جنايت بود و پس از اينكه ما بررسي كرديم، اصلاح شد و چقدر خوب است كه نظام ما يك شيوه خود اصلاحي دارد.

بنابراين پيروي از رهبري يعني هر كسي در طبقه خود شرايط را آرام كند و پيگير مسائل باشد كه به كسي ظلم نشود و به نظام هم ظلم نشود. اما بعضي‌ها اين طور فكر نمي‌كنند، آنها فكر مي‌كنند كه مثلاً اگر بخش‌هايي را نبينند به نفع نظام است. اما ما واقعاً اين را درست نمي‌دانيم كما اينكه اگر رهبري دستور نمي‌دانند و مجلس در مورد كهريزك پيگيري نمي‌كرد، شايد يك عده بدشان نمي‌آمد كه اين موضوع را هم نبينند و من اين را درست نمي دانم.

** ممكن است برخي از من خرده بگيرند اما من مشرب خودم را مي‌روم

اگر يك عده پس از انتخابات به نظام ظلم كردند نبايد يكسري از مديران پايين هم به يك عده ظلم كنند، ظلم هميشه پاسخ بدي دارد. منطق ما اين بود وگرنه من علي‌الاصول معتقدم كه در نظام ما حتماً بايد نظر ولي‌فقيه حاكم باشد.

ممكن است برخي از من خرده بگيرند اما من مشرب خودم را مي‌روم، حتي ما در مجلس گاهي چيزي را تصويب مي‌كنيم، وقتي مي‌فهميم كه نظر رهبري متفاوت است آن را عوض مي‌كنيم و من فكر مي‌كنم از اين نكات مثبت مجلس هشتم است كه آنجايي كه نظرات رهبري را مي‌فهمد، اجرا مي‌كنند.

* گفت‌وگو از حسين دليريان